" لا خوف علیهم و لا هم یحزنون "

 

کیستند صاحبان این تربت ها که از مزارشان عطر زندگی می دمد؟

 کیستند اینان که مزارشان آکنده از شمیم

" لا خوف علیهم و لا هم یحزنون " است؟

ای فرشتگان عرش الهی! دوست دارم هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم تصویر زیبای شما را در آئینه قلبم به تماشا بنشینم اما می دانم که غبار دلبستگی هایم به دنیا آینه قلبم را مکدر نموده است.

 امشب به ایوان رابطه آمده ام، آمده ام تا در آسمان عشق های پاک با تمسک به مروارید های چشمم، دیدگانم را جلا بخشیده و ماورائی کنم و در پس ابرهای انتظار با قلبی شکسته و خونین شما را ای برگزیدگان قرب الهی واسطه شفاعت قرار دهم ...

و اقرار کنم که سنگلاخهای هوس و دنیا پرستی فرصت اوج و معرفت  را از من سلب کرده است.

 

بسی گفتیم و گفتند از شهیدان  شهیدان را شهیدان می شناسند

شهید یعنی تفسیر "ما رایت الا جمیلا"

امام راحل چه زیبا فرمودند: ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم.

/ 9 نظر / 34 بازدید
حسین زکریائی

سلام همسنگر موفق باشید.وبلاگ خوبیه ولی قالبش یه مقداری چشم اذیت می کنه

محقق

میان ما و شهادت عهدی است برای رفتن ؛ و تنها آنانکه برپیوندشان با او ماندند ، با شهــادت خواهند رفـت . زندگی سراسر آزمون است ، و شهــادت ، مهر قبولی ... تشنگی شرط شهـادت است و تشنه کامی ، زینت آن ... تاجان عاریتی رابازپس ندهی،جان حقیقی نتوانی ستاند. شهـــادت به آسمان رفتن نیست ، به خود آمدن است . خدایی که حی است شهید است ، و هرکه شهیداست حی ... به ما گفتند بمانید ! نگفتند در گل بمانید ... جز او از هر چه ترسیدی ، شهــادت را از تو خواهد ربود . (لن ترانی)برای گوش هایی است که هنوزآوای شهادت را نشنیده اند . پسر دید و رفت ،پدر چید و رفت ؟یکی به بهشت ،یکی از بهشت . این است اعجاز شهادت . شهــــادت را مگر در و دیواری است که می گویند : باب شهادت را بستند . شهادت همـاره در شهـــــادت است . روئیت اگر ممکن است ، جز به شهــادت ممکن نیست . به اشک اگر وضو سازی و به امــام عشـــق اقتدا کنی ، شهـــادت نمی دهی ، شهـــادت می گیری . بعونک یا شهید

محقق

گفته بودند که عاشق شده هر کس برود... او اگر رفت از این پنجره حتما شده بود... بعونک یاشهید

محقق

تا به حال روی سنگ مزارشهید گمنامرا خوانده اید؟ نخوانده اید؟ البته چیزی هم رویش ننوشته، شاید فقط محل شهادت یا اسم عملیات. یعنی کمترین اطلاعاتی که از یک انسان می تواند در حافظه تاریخ بماند. پس کو تاریخ و محل تولد؟ کجاست نام پدر و مادر؟ ولی مهمترین چیزی که از او نمی دانیم نامش است. " نامی که اکنون گمنام شده " نامی که روز تولدش پدر و مادرش با چه پرواز خیالی بر او نهادند. با تولد فرزندشان خیال و فکرشان به آینده های دور پر کشید، به آنجایی که... نمی دانم. چرا دروغ بنویسم وقتی از فکر و دل آنها خبری ندارم! اما مگر چند تن از ما وقتی با نام و نشان کامل دفن می شویم در حافظه تاریخ می مانیم. خانه آخرش آنکه نزدیکانمان کمی چهره و خاطراتمان را آنهم برای مدتی اندک به یاد نگاه می دارند. اما شهید، اگر حتی در ذهن من و شما و تاریخ نماند و اگر ندانیم نامش چه بوده، موهبت و لطفی بزرگ نصیبش گشته، او بعد از مرگش، بعد از آنکه بر جسدش سنگ نهاده اند، زنده است و نزد پروردگارش روزی می خورد. من و شما هم از روزی پروردگارمان می خوریم اما در زمین خاکی و نزد... نمی دانم، نمی نالم، شهید از جانش، از نامش گذشت

فاطمه گ

سلام فرزانه جون این وبلاگ شماست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دل آرام

سلام کافیه که بدونیم شهیدان رسالت داشتند و آمدند و بعد از انجام رفتند... وبلاگ خوبی دارید.پیروز باشید

علی

ببین که نوع بشر طوماری نوشته است به دست و پای خویش طومار پیچ پیچ که راهی بیابد به هیچ دریغ همچو گربه زاده ای درگیر یک کلاف من همه گریه هایم را رنجیدم تا نور نافله ساطع شد من همه نوارنیتم را از قبای تو گرفتم و بزرگواری بی تو مفهوم بی قراری داشت دستت بر همه داروها ارجح بود به شفا کفشهای تو را بوسیدن معراج سرافرازی است چرا که تو با عشق کلمتی صادقانه گفتی صادقانه کامل این قصه ایست که یزدان یکبار نوشته است به خط خون لا خوف علیهم و لا هم یحزنون

علی

سلام بر شهیدان و امام شهیدان پیر جماران