

مگر ای شعله ی عشق ای شب افروز
ترا با شمع نسبت بود در سوز
گرفتی وام از پروانه پر را
بها جان داده بگزیدی خطر را
به راه عشق گلگون جامه کردی
بنازم همتت هنگامه کردی
زفریاد تو در آن بیصدایی
گشود این خلق بال همگرایی
برادر با برادر دوش بر دوش
غم بیگانگی کرده فراموش
همه سر داده با فرمان رهبر
شعار وحدت و الله اکبر
زمین در زیر گام یکه تازان
وطن در سلطه ی آینده سازان
بسان رعد بر دشمن بتازند
به راه عشق خالق جان ببازند
در این مجمر دلیران چون سپندند
که می سوزند و این سودا پسندند
کشیده خرگه دشمن به آتش
فرو کوبند آن عصیان سرکش
مسلسل با مسلسل شد برابر
به خون شوییم خونت ای برادر

بخواب آری شهید نازنینم
بخواب ای سرو سبز بی قرینم
که روح سبزه زار انقلابی
که سر خون سرخ آفتابی
قیام قامتت در قحط سالی
بشارت داد صبح بی زوالی
بمیرد دشمنت ای سینه صد چاک
که کردت چلچراغ سینه ی خاک
کیستند صاحبان این تربت ها که از مزارشان عطر زندگی می دمد؟
کیستند اینان که مزارشان آکنده از شمیم
" لا خوف علیهم و لا هم یحزنون " است؟
ای فرشتگان عرش الهی! دوست دارم هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم تصویر زیبای شما را در آئینه قلبم به تماشا بنشینم اما می دانم که غبار دلبستگی هایم به دنیا آینه قلبم را مکدر نموده است.
امشب به ایوان رابطه آمده ام، آمده ام تا در آسمان عشق های پاک با تمسک به مروارید های چشمم، دیدگانم را جلا بخشیده و ماورائی کنم و در پس ابرهای انتظار با قلبی شکسته و خونین شما را ای برگزیدگان قرب الهی واسطه شفاعت قرار دهم ...
و اقرار کنم که سنگلاخهای هوس و دنیا پرستی فرصت اوج و معرفت را از من سلب کرده است.
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان شهیدان را شهیدان می شناسند
شهید یعنی تفسیر "ما رایت الا جمیلا"

امام راحل چه زیبا فرمودند: ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدانمان فاصله طولانی را باید بپیماییم.
ولادت فرخنده آموزگار شهادت، حضرت حسین بن علی علیه السلام و میلاد مهتر جوانان بهشت علمدار کربلا حضرت ابولفضل العباس و ولادت سید الساجدین (ع) بر تمامی عاشقان مبارک و خجسته باد.

شهادت، معبری است که از مسیر تو آغاز میشود، با تو همراه است و به تو میرسد. بیهوده نیست نقش پلنگ لباس تو، آن هنگام که روحی رشید را چون تو دربرمیگیرد؛ زیرا رشادت، برازنده شهادت است و رساندن پرچم قیام حسین به انقلاب مهدی(عج)، رسالتی است که شایستگی شما بر دوشتان نهاده است.
شما ای پاسبخشان حریم آرمانهای انقلاب و امام!
شما که با اهدای جان خود جانباز نام گرفتید و نشان عشق اخذ کردید
گوارای وجودتان باد عنوان مقدس روز جانباز
و چه زیبا ادا کرد گلواژه های عشق را...
سیدی که جان باخت و سید شهیدان نام گرفت!؟
آری آری! شهید آوینی را می گویم!
آه یاران ! اگر در این دنیای وارونه ، رسم مردانگی این است که سر بریده مردان را در تشت طلا نهند و ... بگذار اینچنین باشد .این دنیا و این سر ما ...شهید آوینی
طلوع سپیده نامتان در موسم میلاد فرزندان علی(ع) چه زیباست!
شهیدان! ای مهاجران وادی نور و ای مسافران دیار سرور از کدامین کوچه باغ تاریخ گذشتید کوله بارتان لبریز از جوانه های سبز بهار بود و شکوفه های سرخ ایثار در پیشانیهای شما نمایان!
آه! آه! آه!...
آه! شلمچه، جا دارد امروز چفیه ام را بر سر بکشم و اشک حسرت از چشمان ملتهبم جاری کنم و فریاد بکشم... من جا مانده ام
بالی نمی خواهم
این پوتین ها ی کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند.
شهید آوینی

سلام بر چکمه های خاک آلودت که بوی باروت می دهد،
سلام بر چفیه های خون آلودت که بوی کربلا می دهد. درود بر گلواژه های هر عشق و سلام بر استمرارحضورت، درود بر لحظه های سکوتت،
سلام بر سایه های وجودت؛ سلام بر تو ای شهید که بوی عود می دهی!

ای مهاجران وادی نور و ای مسافران دیار سرور از کدامین کوچه باغ تاریخ گذشتید کوله بارتان لبریز از جوانه های سبز بهار بود و شکوفه های سرخ ایثار در پیشانیهای شما نمایان!
طلوع هر سپیده برای ما از امتداد حضور سپید شما در آن روزگاران حکایت می کند!
و شکفتن هر شکوفه فریادگر ظهور سرخ شماست.
کجائید ای شهیدان خدائی!
ای فرشتگان عرش الهی! دوست دارم هر روز صبح که از خواب بیدار میشوم تصویر زیبای شما را در آئینه قلبم به تماشا بنشینم اما می دانم که غبار دلبستگی هایم به دنیا آینه قلبم را و کدر نموده است.
امشب به ایوان رابطه آمده ام، آمده ام تا در آسمان عشق های پاک با تمسک به مروارید های چشمم، دیدگانم را جلا بخشیده و ماورائی کنم و در پس ابرهای انتظار با قلبی شکسته و خونین شما را ای برگزیدگان قرب الهی واسطه شفاعت قرار دهم ... و اقرار کنم
مثل خیلی از جامونده ها از سفر آسمانی آرزوی وصل دارم اما هنوز آهم از جنس نیاز نشده...
سنگلاخهای زندگی و هوی و هوس موانع جدی اخذ درجه شهادت و قرب الی الله هستند.



افلم یسیروا فى الأرض فتکون لهم قلوب یعقلون بها....
آیا در زمین سیر نمیکنند تا صاحب دلهایى گردند که بدان تعقل کنند...
سوره مبارکه حج آیه 46
از شهادت باکی نیست … شهادت ارثی است که از اولیاء ما به ما می رسد.
شهادت فخر اولیا بوده است و فخر ما.
شهادت عزت ابدی است، حیات ابدی است. آنها از شهادت بترسند و از مردن بترسند که مردن را تمام می دانند و انسان را فانی.
شهادت هدیه ای است از جانب خدای تبارک و تعالی برای آن کسانی که لایق هستند و دنبال هر شهادتی باید تصمیم ها قوی تر بشود.
ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.
آن که شهادت را در آغوش، همچون عزیزی می پذیرد، آن کوردلان نمی توانند با او مقابله کنند.
خط سرخ شهادت خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.
همین شهادت ها پیروزی را بیمه می کند، همین شهادت ها است که دشمن شما را رسوا می کند در دنیا.
شهادت در راه خدا چیزی نیست که بتوان آن را با سنجش های بشری و انگیزه های مادی ارزیابی کرد.
خداوندا این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز و ما را هم از وصول به آن محروم مکن.
عزیزان من! از فدایی دادن و نثار جان و مال در راه خدا و اسلام و ملت مسلمان نهراسید که این شیوه پیغمبر عظیم الشان و اوصیاء و اولیاء آنان بوده و خون ما رنگین تر از خون شهدای کربلا نیست.
این حس جلو آمدن برای اسلام و شهادت بود که ما را به پیروزی رساند.

چفیه میگوید: به خوبی یاد دارم آن روزها را که عرق از جبین کشاورزان نخلستان بر میگرفتم و گاه بر گرد کمر ماهی گیران بر روی دریای بی انتها روان میشدم.
چفیه میگوید: به یاد دارم آن زمان را که ترکش، پای رزمنده ی بسیجی را دریده بود واو، واو چنگ برخاک میزد ومن،طاقتم برسر می آمد و خودرابه دور پای اومی پیچیدم وسخت می فشردم،آن قدرکه خون بر پیکرش بر می گشت و من سرتا پا سرخ میشدم،مانند شقایق...
چفیه میگوید: آنگاه که خورشید سوزان،امان بچه ها را بریده بود،دامن به آب داده و روی سوخته ازآفتابشان را نوازش می کردم، شاید که با خیسی تنم، کمی از سوزش وجودشان بکاهم.
چفیه میگوید: آن زمان که به نماز می ایستادند عبایشان می شدم و در دل شب تنها محرم رازشان... و من بودم که در توسل های پیش از عملیات، صورت رزمندگان را می پوشاندم تا که هیچ کس جز محبوبشان اشکشان را نبیند من بودم" و چشم های ملتمس و خیس آنها" و این آبروی من از همان اشک هاست.
چفیه میگوید: هرگاه که زمین به لرزه می افتاد و آسمان شب با منورها چراغانی می شد، فریاد یا زهرا(س) دردشت می پیچید و رزم خون در میدان رزم برپا بود، به یاد دارم آن هنگام که رزمنده ای بسیجی در خون می غلتید، من اولین کسی بودم که بر بالینش می نشستم؛ او هفت آسمان را می نوردید و من، با کوهی از غم فراق، وجود نورانیش را در آغوش می گرفتم و آن قدر آن را می بوییدم تا تمام وجودم را خون زخم های پیکرش در بر میگرفت.
چفیه میگوید: شما ندیدید آن هنگام را که بچه ها دل به دریا زده بودند و تکه تکه ی بدن هایشان میدان رزم را گلگون میکرد، رفیقانشان آن تکه ها را در بالینه من جمع می کردند و من همچون بقچه ای می شدم از گوشت و خون خوبان.
و آنگاه که نبرد به پایان میرسید، اشک حسرت یاران خمینی(ره)، تمام وجودم را در بر می گرفت چفیه شرح جان فشانی عشاق است؛چفیه معطر از عطر بسیجیان است.
چفیه منتظر است، منتظر یاران امام عصر(عج)...
چفیه همراه بهشتیان است و ریسمان ولایت،نشانه منزلت و پاکی است و یادگار جنگ.
خوشا به حال آنان که چفیه همراه زندگیشان است
اســـــــتاد کائنات که این کارخانه ساخت
مقصود عشق بود، جهان را بهانه ساخت
منطق شهید یعنی منطق کسی که برای جامعه خویش پیامی دارد و این پیام را جز با خون با چیز دیگری نمی خواهد بنویسد.
رسول خدا فرمود: هر کس برای جهاد در راه خدا (فی سبیل الله) روانةجبهه گردد، برای هر قدمی که برمیدارد هفت صد هزار حسنه دریافت میکند و هفت صد هزار گناهش پاک میشود، و درجهاش هفت صد هزار مرتبه بالا میرود و خداوند ضمانت میکند که به مرگ طبیعی هم که بمیرد او را شهید از دنیا ببرد، و اگر سالم برگشت گناهانش بخشیده شده است و دعایش مستجاب میگردد.١
منبع
١-وسائل الشیعه؛ کتاب الجهاد، ص 10. عبارت حدیث چنین است: «عن رسول الله(ص) أنه قال: و من خرج فی سبیل الله مجاهدا فله بکل خطوه سبع مائه ألف حسنه و یمحی عنه سبع مائه ألف سیه و یرفع له سبع مائه الف درجه و کان فی ضمان الله فی أی حتف مات و إن رجع، رجع مغفورا ل مستجابا دعاوه.
٢-و جاهدوا فی الله حق جهاده. (سورة حج / 78)
هشدار !
جنگ که تمام شد
عموجان فرانک از فرانسه برگشت
هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند
و بر اساس یه قل دو قل
آخرین فیلمشان را ساختند
و هنرمندان دلسوز
در فضای ملکوتی چوب گردو
به مصاحبه نشستند
و باز همان آش بود و همان کاسه
و سان گلاسه کافه گلاسه کاپوچینو
و بستنی های هفت رنگ ایتالیایی
کفاره این همه غفلتمان بود
وقتی دندان عقلمان عاریه ای باشد
باید هم عکس هنر پیشه ها را بزرگ کرد
و سردمداران یونسکو
برای حفظ پرستیژ حافظ
عکس شهیدان را از دانشگاه ها جمع کنند
و روزنامه ها بنویسند
خانم ها برای تناسب اندام از یوگا استفاده کنند
شهادت عروج روح است
به اقصای دوردست آرامش و رسیدن به آرامشگاه ایده آل یعنی رضای حقتعالی



شهادت برترین درجة کمال و شکوهمندانه ترین مرگی است که هر مجاهد راه حقی آنرا آگاهانه و با افتخار بر می گزیند و به زندگی و مرگ پس از مرگ بهترین معنی و زیبائی و جلال را می بخشاید .
اساسا شهید واژه ایست که به معنای حاضر ، ناظر ، گواه ، امین در شهادت ، خبر دهندة راستین ، آنکه از علم او چیزی فوت نشود ، آگاه، محسوس و مشهود ، کسیکه همة چشم ها باوست ، نمونه و الگو از آن یاد می شود.
برخی از آیات قرآن که به مقام والای شهید و شهادت اشاره دارند، عبارتند از:
١. بر خورداری از رحمت الهی و اخذ جایگاه کمال: "و لئن قتلتم فی سبیل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خیر مما یجمعون"1
اگر در راه خدا بمیرید یا کشته شوید (غم مدارید ، که به رحمت ایزدی پیوسته و به کمال ایده آل دست یافته) و بسوی خدا محشور (وخداگونه) خواهید شد .
٢. بهرهمند شدن از حیات معنوی و روزیهای معنوی: "وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَ َتَا بَلْ أَحْیَآءٌ عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ"٢
هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شدهاند، مرده مپندار، بلکه زندهاند که نزد پروردگارشان روزی داده میشوند".
٣. خوشحالی آنها از نعمتهای فراوانی که خداوند به آنها بخشیده است: "فَرِحِینَ بِمَآ ءَاتَـئـَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ"٣
آنها به خاطر نعمتهای فراوانی که خداوند از فضل خود به آنها بخشیده است، خوشحالند و به خاطر کسانی که (مجاهدانی که) بعد از آنها، به آنان ملحق نشدند (نیز) خوشوقتند".
(زیرا مقامات برجسته آنها را در آن جهان میبینند و میدانند) که نه ترسی بر آنها است و نه غمی خواهند داشت.
۴. خوشحالی آنها نه تنها نعمت است; بلکه از فضل او است که تکرار نعمت است: "یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ"4
و (نیز) از نعمت خدا و فضل او (نسبت به خودشان خوشحال و مسرور میشوند).
۵. خوشحالی آنان از اینکه میبینند که خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند: "وَأَنَّ اللَّهَ لاَ یُضِیعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِینَ"5
و (میبینند که) خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند (نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدانی که شهید شدند).
۶. حیات جاویدانِ شهیدان: "وَلاَ تَقُولُواْ لِمَن یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَ َتُ بَلْ أَحْیَآءٌ وَ لَـَکِن لآ تَشْعُرُونَ"6
و به آنها که در راه خدا کشته میشوند، مرده مگویید; بلکه آنها زندگانند، ولی شما نمیفهمید".
٧. زحمات شهیدان راه خدا از بین نمیرود و مورد هدایت خداوند هستند و بهشت جاویدان، به آنها عطا میفرماید: "وَ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ..."7
و کسانی که در راه خدا کشته شدند، خداوند هرگز اعمالشان را نابود نمیکند، به زودی آنها را هدایت میکند و کار آنها را اصلاح میکند، و آنها را در بهشت (جاویدانش) که اوصاف آن را برای آنان بازگو کرده است، وارد میکند."
٨. شهیدان دارای ایمان راستین هستند و نسبت به پیمان و تعهد خود با خداوند، وفادارند; "مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَـَهَدُواْ اللَّهَ..."8
در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند، صادقانه ایستادهاند; بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند) و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادهاند. (ر.ک: تفسیر نمونه، آیةالله مکارم شیرازی و دیگران، ج 1، ص 517 و ج 21، ص 405 ـ 407 و ج 23، ص 355، دارالکتب الاسلامیة.)
شما دوست عزیز چه تعریف و تعبیری از شهید و شهادت دارید؟
منابع
١) - ( آل عمران،156) ٢) - (آلعمران، 169) ٣) - (آلعمران، 170) ۴) - (آلعمران، 171) ۵) -(آل عمران، 171)
۶) - (بقره، 154) ٧) - (محمّد، 4 ـ 6) ٨) - (احزاب، 23)
نظرات ()